دیوار باران

آسمان بارانی است، آسمان ابری است، آسمان آفتابی است....

او می داند چه می خواهد. می داند کیست....

بر لبه ایوان گنجشکان بزم گرفته اند به امید جا ماندن تکه نانی از انسانی.

آنها می دانند به دنبال سیر شدند و سیر کردند هستند.

باد برگ های نازک و بلند کاج را نوازش می کند، می داند عبور موقتی دارد.با این وجود تمام محبتش را نصیب شاخه های تنها می کند.

کوهسار ایستاده است بی آنکه ترسی از تکرار شدن داشته باشد.

دیگر کافیست....

من چه کسی هستم؟ و چه کسی خواهم بود؟

دیر زمانی است که وقت ایستادنم گذشته. یا انتخاب می کنم....یا انتخاب می شوم....

دیگر خسته ام به سان صخره ای باشم در رویاهای کوهسار.

آنچه می خواهم بعد از دیوار باران است. من چتر ندارم، اما نمی خواهم رها کنم، پس راهی نیست جز قدم زدن.

  • سوشیانت
سیر شدن و سیر کردن درست نیست؟! درواقع باید مصدر باشه شما به صورت فعل نوشتید.

و رهایی دقیقاً همینه :)
آنها می دانند به دنبال خوردن و خوراندن هستند.
ممنون بابت نقدت
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan