رهایی بخش

من می نویسم به این نیت که نوری از خود بر من ساطع خواهد کرد.

خواستار خویشتن

در این دنیا افرادی مختلف، خواستار های متفاوتی دارند. اما من طالب یک چیزم. "خواستار خویشتن". خودم را درک کنم، توانم را بشناسم و اینکه از دنیا چه می خواهم. آیا این زیاد خواهی است؟ من به آن خواهم رسید آنگاه که خوشحال باشم. من آن را لمس خواهم کرد و آنگاه با نگاهتان به راحتی می توانید یه فرد با پختگی کامل را بنگرید.

۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

من و انگیزه

به روزگارم می نگرم و روزهای غرور آفرینم را در چشمانم که لبخند به رویم می آورند را می بینم حتی با وجود اینکه اندک اند. اینکه از آن روز ها دیرم. این اعتراف من است به بازگشت، این ناراحتی من است از حال...

من انگیزه می خواهم نه کوچک بلکه خیلی بزرگ و مهم.

من هنوز توان راه رفتن را دارم فقط باید کفش هایم را بیابم

۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

انسان های موازی

فقط کمی مکث با چاشنی نگاه می خواهد.تا ببینید افرادی مثل ما، که راه می روند.در راه آیا دیده ای؟ خوب ببین. نفس می کشن بی آنکه درکی از آن داشته باشن. قلب راه باور دارند بی آنکه محبت داشته باشند. حرف میزنن بی آنکه نگاه کنن. دست می زنن بی آنکه حس داشته باشند.

آن ها ما را می بینند و ما آن ها را، بی آنکه تغییری ایجاد شود. اما من آن تغییرم. کسی که از دنیای موازی می آید. بد را دیده است و می خواهد خوب را بچشد.


پ ن: دست زدن منظور لمس کردن

۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
پیام های کوتاه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان