شکافی در درون مرا می رباید به سمتی که آرزوی دیرینه ام نبودن است. اما گام بر می دارم به مکانی که نمی خواهم باشم و این خواستن و نتواستن ادامه دارد.
دفتر زندگی ام را باز کردم و به حرف های گذشته ام نگاهی انداخته ام.
تفاوتی نیست، میان دیروز تا امروزم.
مشکل چیست؟
خواستن و نتواستن؟
یا
نتواستن و خواستن؟