تقدیم تو

دیشب قلبم سینه ام را شکاف، چمدان را بست و تو یادداشتش نوشت: تو می ترسی، پس من تنها رفتم.

حال خوبم را تقدیم تو می کنم بدون هیچ چشم داشتی، فقط مرا ببوس. 

من به سمت تو می آیم تا تو برای چندمین بار بگویی: دوستت دارم.

آسمان امروز آواز غروب نمی خواند. نیلوفر آبی قصد ندارد امشب برگهایش را باز کند. چون من تو را در آغوش دارم.

باز لباس پوشیده ام که تو را در حال قدم زدن تماشا کنم.

باز دارم می نویسم که به طور تصادفی بیایی اینجا و راز مرا فاش کنی.

تو فقط کمی بیشتر پنجره را باز نگهدار

تو فقط کمی گل های باغچه را بشتر اب بده

  • سوشیانت
چقدر شیرین :)
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan