رهایی بخش

من می نویسم به این نیت که نوری از خود بر من ساطع خواهد کرد. "بوبن"

درختِ بلوط

بر دامنه زاگرس ایستاده ام، فقط برای بودن. نه کسی انتظارم را می کشد و نه من چشم انتظارِ کسی را.

در پایینِ کوهسار خشم آلود جز صخره های بی جانِ ثابت هم زبانی نیست.

پاییز برگ های مرا می چیند و بهار آنها را باز پس می گیرد. و این سرگذشت روزهای تکرارِ من است.

منم، تنها در اینجا که تک رهگذرم، دارکوبی است که برای سیر شدن تنهِ بی دفاع مرا سوراخ می کند.

به من بگویید، چه کسی سرنوشت مرا نوشته است، تا از او تنها سوالم را بپرسم:چرا؟

جوابی نمی رسد در این تنگهِ تاریک تنهای من.

تنها انتظارم باد است که بوزد و شاخه های در کنج نشسته مرا بر هم بزند و تنها آرزوی من باران است که ببارد و برگهای غبارآلود مرا تازه کند.

حتی اینها را از من دریغ کرده ای! چرا؟

منم، تنها در اینجا که تنها سر مشقم، شکوفه دادن است.

آیا ندای من را می شنوی؟


۱ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
حوا ...
۲۳ تیر ۰۶:۳۴
یکم اونطرف‌تر یکی هست که همین سوال رو از خودش می‌پرسه. جالبه که نه شما اون رو می‌بینید و نه اون شما رو...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
پیام های کوتاه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان