رهایی بخش

اول شخص جمع

من تنها شدم و او رفته و با او ما شده. تو رفتی بی آنکه بگی میری؟! تو رفتی بی آنکه بگی خداحافظ؟!
صبح دمی ازت خواستم بهم خیره شویی.پرسیدم: من کی هستم؟ باید همان زمان به چرخش سرت می فهمیدم.
تمام فعل های سرنوشت من اول شخص جمع بود! وای حتی غلط گیر هم ندارم....
نه، اشتباه نکن. من از صفر شروع نمی کنم. همینجا که ایستاده ام، شروع به قدم زدن می کنم با این تفاوت که دستهایم برای گرم شدند تو جیبم هستند.
من بهت گفتم بدست آوردنم، راحتر از، از دست دادنم هست. من بهت اخطار دادم....
تو انتخابت را کرده ای و دیگر من زمانی برای فکر کردن به تو ندارم.
خداحافظ.
اول شخصِ جمعِ تنها...
دقیقا....
تو با آنی
و منـــ
به هر آنی
که با تو
+ سلام سوشی جان
اسمت چیست برادر؟
:)
چقدر سخت بوود خوندنه متناتون!! فک کنم اسمتون محمد باشه
متاسفانه باید بگم  من دوس نداشتم نوشته هاتون رو نمیدونم چرا؟
تقریبا از خودم شا کیم که چرا خوندمشون
نمیخوام بی احترامی کنم ولی از طرفی نمیخوام صراحته لهجم رو از دست بدم
آدم بعد از خوندنه متناتون فکر میکنه فارسی زبانه دومتون هست!
البته فکر میکنم اگر عاشقانه بنویسید قشنگ از آب در آد مثل اون متنه قدم میزنم و عشقه یه طرفه که اونارو هم زیاد به نظرم نخواستین عاشقانه کنین و لحن غالبه متناتون رو عوض کنین
شایدم اصلا هیچی نفهمیدم چون به دقته بیشتری نیاز داشت و من سرسری خوندم :))
کلا من سادگی در کلام رو بیشتر میپسندم :)
و آرزو میکنم به جاهای خوبی برسین
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan