رهایی بخش

من می نویسم به این نیت که نوری از خود بر من ساطع خواهد کرد. "بوبن"

چه بگویم؟

از چه کسی بازدم دهم؟ شاید خسته ام که واژه ها بر ذهنم عبور نمی کنند، نه خودکار ایستاده است برای نوشتن. شاید خفته ام که سخنی نمی رانم، نه تنهای را می بینم. شاید مرده ام که نگاهی را جذب نمی کنم، نه گرمی اشکهایم را می چشم.

چه روزگاریست، نه ابر می بارد و نه تاریکی خانه را ترک می کند.

چه زمانیست، نه نامه ای با اشک می نویسم و نه ثانیه از رفتنش پشیمان می شود.

شاید تمام شدم؟! شاید....

۲ نظر ۵ موافق ۰ مخالف
حوا ...
۲۹ ارديبهشت ۰۵:۵۱
چقدر خوشحالم که دوباره نوشتید :)

به شدت زیبا بود... زندگیِ من پر از این شایدهاست...
سه نقطه
۰۷ خرداد ۱۷:۰۴
گاهی دل آدم برای اشک تنگ میشه ...
مخصوصا دل من ...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پیام های کوتاه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان