رهایی بخش

◾️SAOSHYANT◾️

هاله عبس

◾️

سنگین ترین حرفم، سکوتم بود.

ناامید ترین کارم، بودنم بود.

و من

در انتهای این هستنم.

شاید بگریزم،

زمانی که زمزمه کنند، 

کودکان بازیگوش، آواز رفتنم را.

◾️◾️

شاید می خواستم،

به شبی آرام قدم بر دارم.

اما

اما در آغاز شب، خویش را تنها دیدم.

ترسیدم، نه از بحر تاریکی،

ترسیدم که در این هاله عبس،

بمیرم در تنهایی خویشتنم.

◾️◾️◾️

من به خوابی رفته ام،

خوابی ایستاده.

و تو

آغاز کابوس من هستی،

و من

پایان شکستی دیگر... .

◾️◾️◾️◾️

۳ نظر
حـــــ ـمــیـد
۰۷ آذر ۲۱:۰۷
کدام هاله؟ کدام دود؟

بحرِ لزجیست عبسْ بودن را.

با عشق بیاشام هوسِ بودن را!

حـــــ ـمــیـد
۰۸ آذر ۰۱:۴۴
چقدر 
از وزن در کلامم بدم میاد مخصوصا وقتی بیشتر حرفم حکمته 
:| اما به این جور خودآزاری معتادم و مغرورم نمیکنه :))

+ ممنون که هیچوقت جواب نمیدین :|
++ البته که برام مهم نیس اصلا
+++ 
نه وحشتی دل عشاق را چو مفردها

نه خوف قطع و جداییست چون مرکب‌ها

++++

حال عبسِ تون علت داره به نظرم 

فک کنم رسوندم حرفم رو 

موفق باشید

پاسخ :

برای انتخاب هر زمانی گزینه ای هست
اما
انتخاب گزینه بدون پشیمانی
کار هرکسی نیست... .

+هیچوقت جواب نمیدم!


حـــــ ـمــیـد
۰۸ آذر ۱۲:۴۵
اوهوم درسته می‌فهمم ولی ...

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم

بهار توبه شکن می‌رسد چه چاره کنم

سخن درست بگویم نمی‌توانم دید

که می خورند حریفان و من نظاره کنم

پاسخ :

صورت و تصویر کیست این شه و این میر کیست

این خرد پیر کیست این همه روپوش‌هاست

چاره روپوش‌ها هست چنین جوش‌ها

چشمه این نوش‌ها در سر و چشم شماست
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان حق نوشتن و نشر در این وبلاگ برای سوشیانت محفوظ است