امشب ملاقاتم کرد،

بار دیگر مرا ترساند،

باز رفتن تو را در خواب دیدم،

باز غروب نفرت انگیز به چشمانم خورد،

هنوز روزها و شبهایم از آن توست،

برگرد ،

 اینها را جمع کن و با خود ببر... .