رهایی بخش

من می نویسم به این نیت که نوری از خود بر من ساطع خواهد کرد. "بوبن"

صدای من

من یک بچه دهاتیم

و صدایم از کوهاست از دشتهاست

و صدای من از پرسه گله هاست

صدای من بر می خیزد از شعله آتشی که مادرم بحر ناشته می سوزاند هیزمی

افکار من از گلی است که رنگ می دهد از شکافِ صخره ای

آسمان جلوه گر روزهای سرگشته من است

کوهستان نمایان گر روزهای تشنگی من است

من آن پسرک نادانِ لب چشمه که تلمیح می زند، آرام آرام دخترک خوش اندامِ لب رود

رود جاریست و پاهایم خنک است از گذر آن

روزگاریست که زندگی من بحر اینها می چرخد.

۲ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
حوا ...
۳۱ شهریور ۰۷:۳۴
جسارتاً بهر درست نیست؟!

پاسخ :

سلام
به این دلیل کلمه " بحر " مورد استفاده قرار گفت چون معنی می دهد به " تقارب " که خود این کلمه یعنی: نزدیکی، اقتراب، به هم نزدیک شدن و تلاقی...
ممنون که هستی
:)
حوا ...
۳۱ شهریور ۱۴:۲۵
سلام
چه جالب :)

پاسخ :

:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
پیام های کوتاه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان