رهایی بخش

من می نویسم به این نیت که نوری از خود بر من ساطع خواهد کرد. "بوبن"

فریادِ مبارز

من می آیم به سمت صخره ای که در هنگام صعودش او را می پرستم. من خواهم آمد به سمت دشتی که پا برهنه قدم برداشتن بر رویش را ستایش می کنم. من معنای موفقیت را حق خویش نمی پندارم. من بهترین کاغذها، بهترین کاکتوس ها را برای خود نمی خواهم. زندگی من سرشار از آمدن ها و نرسیدن هاست و رسیدن تنها آرزوی من نیست. آرزوی من بودن هاست، آرزوی من برآورده خواهد شد وقتی که کودکی جواب سلام مرا با لبخند می دهد. من وقتی به آرزوی می رسم که لذت رسیدن را ببرم. شادی من وقتی است که بزرگتری برایم دعا خیر می کند، شادی من وقتی است که نشان خوب بودن را به خودم می دهم. روزی این زندگی را تقسیم خواهم کرد ولی من از آرزوی هایم نخواهم کاست بلکه به آنها خواهم افزود. عمر خود را زمانی تباه خواهم کرد که در آن خاطره لبخند نداشته باشم. من خوشحالتر از باران می بارم و غمگین تر از رود جاری می شوم. زندگی من فریاد یک مبارز است، فریادی که برای بلند شدن دوباره کشیده می شود. مبارز هیچگاه از شکست خجالت نخواهد کشید اما ناراحت است.

۱ نظر ۴ موافق ۰ مخالف
حوا ...
۰۶ شهریور ۰۶:۳۵
همه چی خلاصه شده توی جمله‌ی آخر...کاملاً درکش می‌کنم.

پاسخ :

موافقم
:(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
پیام های کوتاه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان