آغازی با درد

از گذشته به یاد می آورم.همیشه آغازی با عشق داشته ام در هر امری.

اما اینک،افسرده ام.

خوب می دانم چرا؟ای کاش می دانستم؟ چرا نمی خواهم نباشم؟

میشنوم که می گویند:درد و رنج را باید شست.اما من نمی خوام زیرا با شستن، خوبی هایم هم می روند آنگاه دیگر هیچ نقشی در این جهان ندارم.

"نمی خوام باشم فردی پوچ و تهی"

  • سوشیانت
خواستن میبره به حال خوب و نقش دلخواه، درست میشه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan